مهندسی قابلیت اطمینان

عوامل موثر در مهندسی قابلیت اطمینان

الف) طراحي : يكي از مسائل مهم در طراحي اين است كه هر چه تعداد عناصر و قطعات بکار رفته در يك سيستم بيشتر باشد ميزان قابليت اطمينان آن سيستم كاهش مي يابد . مثلا در سيستمی كه دارای 50 جزء (زير بخش ) می باشد كه قابليت اطمينان هر يك 95 % است و با يكديگر بصورت سري قرار گرفته اند. قابليت اطمينان كل سیستم عبارتست از:

R= 0.9550 = 0.08

البته اگر همين زيربخش ها با يكديگر موازي بودند (البته موازي نه از نظر مداري بلكه از نظر عملكرد ) آنگاه :

R = 1 – (1 – 0.95)50 ≈ 1

بنابراين چگونگي ارتباط منطقي عناصر و زير بخش ها با يكديگر در قابليت اطمينان كل مجموعه مؤثر است اما در مجموع مي توان گفت كه در طراحي بايد سعي کرد از قطعات كمتر استفاده كرده و در ضمن بگونه اي در كنار يكديگر قرار گيرند كه قابليت اطمينان بالا باشد. هنگام طراحي، پس از آنكه طرح تكميل شد بايد سيستم را مورد بررسي قرار داد و قطعات و بخش هايي را كه در قابليت اطمينان تأثير زيادي دارند شناسائي نمود و بر روي قابليت اطمينان آن ها كاركرد. مثلا اگر مشخص شود كه در سيستمي، يك قطعه طناب تأثير فوق العاده اي بر قابليت اطمينان كل مجموعه دارد، حتي اگر طناب با قطر 1cm كافي باشد مي توان قطر آن را cm2 انتخاب نمود تا قابليت اطمينان بالاتر باشد. البته در اين اطمينان كاري ها بايد به قيمت تمام شده سيستم نيز توجه كرد.

از آنجا كه خدمات پس از توليد و تعمير پارامتر مهمي در قابليت اطمينان قطعات و سيستم هاي قابل تعميراست، طراحي بايد بگونه اي باشد كه تعمير و خدمات پس از توليد آن براحتي صورت پذيرد. در طراحي مي توان بگونه اي عمل كرد كه سيستم طراحی شده در شرايط محيطي مختلف كار كند. گرچه قابليت اطمینان را براي شرايط مجاز محيطي محاسبه مي كنيم اما اگر بتوان طراحی را بگونه اي انجام داد كه سيستم تحت شرايط گوناگون محيطي و در محدوده وسيع تري از درجه حرات و رطوبت و سایر عوامل كاركند، طرح مطلوب تر خواهد بود. بنابراين بهتر است طراح، سيستم رادر برابر عوامل محيطي، حفاظت شده طراحي كند.

ب)توليد: فرآيند توليد، دومين عامل مهم تاثیرگذار در قابليت اطمينان محصول است. در فرآيند توليد بايد تكنيك هاي كنترل كيفيت بكار گرفته شود تا ريسك توليد و معايبي كه ضمن آن اتفاق مي افتد حداقل شود. بخصوص در طول توليد بايد به عناصري كه قابليت اطمينان پائين تري دارند و يا حساس تر هستند توجه بيشتري شود تا اشكالي در آن ها بوجود نيايد.

ج)حمل و نقل:حمل و نقل محصول توليد شده براي رساندن به مشتري (مصرف كننده) سومين عامل مهم در قابليت اطمينان است. در لحظه استفاده، قابليت اطمينان بستگي كامل به اين دارد كه محصول چگونه حمل شده و در هنگام حمل چگونه با آن رفتار شده است. بنابراين بسته بندي خوب و مناسب يكي از عوامل مؤثر درحفظ محصول هنگام حمل و نقل و در نتيجه قابليت اطمينان محصول در هنگام مصرف است.

د)خدمات و تعمير: گرچه يك سازنده سعي خود را بر اين مي گذارد كه محصول هيچ نقص و خرابی ای پيدا نكند امَا به هر حال درصدي از محصولات دچار عيب مي شوند و اشكالات گوناگون پيدا مي كنند. منظور از اين اشكالات و معايب، معايب ناشي از تمام شدن عمر مفيد يا فرسودگي نيست بلكه خرابي ناشي از 100% نبودن قابليت اطمينان است كه موجب مي شود قبل از اتمام مدت مقرر، برخي از محصولات دچار عيب شوند. بنابراين مهم است كه براي يك محصول، خدمات پس از فروش و خدمات تعمير وجود داشته باشد. براي قطعات تعمير پذير، تعمير يكي از عومل مؤثر در قابليت اطمينان است. مدت زمان صرف شده براي تعمير و كيفيت تعمير (اينكه پس از تعمير، ،سيستم يا قطعه مورد نظر، به چه ميزان به سيستم يا قطعه نو و استفاده نشده شبيه شده است) دو پارامتر اساسي در تعميراست. دقت كنيد كه تعمير يك سيستم يا قطعه با جايگزيني آن با يك قطعه يا سيستم نو تفاوت دارد.


طراحي براي قابليت‌اطمينان

طراحي براي قابليت‌اطمينان (DFR) يعني وارد كردن المان‌هايي به مرحله طراحي سيستم در راستاي تامين قابليت‌اطمينان آن. در واقع قابليت‌اطمينان بايد از مرحله طراحي وارد سيستم شود. قدم اول در DFR همان تنظيم ملزومات قابليت‌اطمينان است. در همان مرحله طراحي است كه ملزومات قابليت‌اطمينان با همكاري مهندسين طراح و مهندسين قابليت‌اطمينان در طراحي اجزا و اركان سيستم دخالت داده مي‌شوند.

استفاده از مدل‌هاي قابليت‌اطمينان در اين مرحله از ضروريات است. در اين راستا از بلوك دياگرام‌ها و دياگرام‌هاي درختي عيوب جهت مدل‌سازي تصويري ارتباط بين اجزاي سيستم استفاده مي‌شود. از راه اين مدل‌سازي‌ها و استفاده از اطلاعات آماري گذشته مي‌توان در مرحله طراحي ميزان قابليت‌اطمينان و احتمال شكست در سيستم را پيش‌بيني نمود گرچه اين پيش‌بيني نمي‌تواند خيلي قابل اتكا باشد ولي مي‌تواند براي درك تفاوت روش‌هاي مختلف طراحي مورد استفاده قرار گيرد.

يكي از روش‌هاي مهم و رايج بكار رفته در طراحي DFR استفاده از «افزونگي» مي‌باشد. يعني اگر يك قطعه يا زيرسيستم دچار شكست شد، قطعه يا زيرسيستم «آماده خدمت» يا «پشتيبان» وجود داشته باشد تا وارد عمل شده و از شكست كل سيستم جلوگيري نمايد. اين روش ميزان قابليت‌اطمينان را بطور چشمگيري افزايش مي‌دهد و در بعضي موارد تنها راهكار نيز مي‌باشد ولي در عين حال بسيار پرهزينه و مشكل است.

تكنيك ديگر بكار رفته در طراحي، توجه به فيزيك شكست مي‌باشد بطور مثال بررسي و تحليل روند فيزيكي شكست بر اثر اعمال تنش و بدست آوردن تغييرات كرنش قطعه در برابر تنش. در اين حالت مي‌توان نواقص طراحي را بر طرف كرده و قابليت‌اطمينان سيستم را افزايش داد.

به همين ترتيب تعداد زيادي روش‌هاي مختلف براي وارد كردن مولفه‌هاي قابليت‌اطمينان در طراحي وجود دارد:

تست‌هاي توكار (BIT) مود شكست و تحليل آثار شكست

مدل شبيه‌سازي قابليت‌اطمينان تحليل حرارتي

تحليل بلوك دياگرام قابليت‌اطمينان تحليل درخت عيوب

تحليل ويبول تحليل الكترومغناطيس

و بسياري روش‌هاي ديگر كه هر كدام در جايي و صنعت خاص خود، كاربرد دارند.

نكته بسيار مهم اين است كه ملزومات قابليت‌اطمينان تنها يك سري از ملزومات در طراحي، ساخت، توسعه و كاركرد يك سيستم مي‌باشند و بسياري ملزومات ديگر نيز وجود دارند كه طراحان پروژه بايد تعادل و تعاملي بهينه بين آنها برقرار نمايند.

تست‌هاي قابليت‌اطمينان

هدف از انجام تست، شناخت مشكلات و عيوب سيستم است كه در مرحله طراحي و با وجود رعايت جوانب كار همچنن باقي مانده‌اند تا بتوان با اصلاح طراحي‌ها و رفع معايب، سيستم قابل اطمينان‌تري آماده نمود. تست‌هاي قابليت‌اطمينان را مي‌توان در سطوح مختلفي انجام داد. سيستم‌هاي پيچيده و حساس بايد تعداد تست‌هاي زيادي را پشت سر بگذارند ولي سيستم‌هاي ساده‌تر كه از حساسيت كمتري نيز برخوردارند با تست‌هاي معمولي‌تر و كم تعدادتري سنجيده مي‌شوند. در هر مرحله از انجام تست‌ها، قابليت‌اطمينان سيستم سنجيده شده و در راستاي رفع عيوب گام برداشته مي‌شود و تست‌هاي بعدي انجام مي‌شود و به تدريج سطح قابليت‌اطمينان سيستم افزايش مي‌يابد.

البته بايد توجه داشت كه تست يك سري سيستم‌ها بدليل هزينه زياد، غير منطقي بوده و عملا غير ممكن است. بعضي مودهاي شكست به سال‌ها زمان نياز دارند تا پيش بيايند و بعضي سيستم‌هاي يكبار مصرف نيز امكان تست، تحت شرايط عملكردي واقعي خود را ندارند چون تنها يك بار بيشتر عمل نخواهند كرد مانند فيوز انفجاري بمب يا موشك.

با توجه به اينكه قابليت‌اطمينان بر اساس احتمالات است حتي سيستم‌هاي بسيار مطمئن نيز فرصت شكست را خواهند داشت. به هر جهت تعريف نيازمندي‌هاي تست قابليت‌اطمينان به دلايل متعدد، پيچيده و دشوار مي‌باشد. اگر تنها يك تست انجام شود اطلاعات آماري كمي بدست مي‌آيد و در عين حال انجام چندين تست يا تكرار يك تست در بازه‌هاي زماني مختلف نيز بسيار پرهزينه خواهد بود. بعضي تست‌ها نيز عملا امكان انجام ندارند بخصوص در سيستم‌هاي يك‌بار مصرف. بنابراين مهندسي قابليت‌اطمينان وظيفه سنگيني در راستاي تعريف برنامه‌هاي تست مناسب جهت رسيدن به اهداف مورد نظر خواهد داشت. تست‌هاي قابليت‌اطمينان در سطوح مختلفي از قطعات و زير سيستم‌ها تا كل سيستم انجام مي‌شوند.

پارامترهاي قابليت‌اطمينان سيستم

براي تعريف ملزومات قابليت‌اطمينان نياز به تعدادي پارمترهاي قابليت‌اطمينان مي‌باشد. يكي از پارامترهاي بسيار رايج قابليت‌اطمينان، زمان متوسط بين شكست‌ها (MTBF) مي‌باشد كه مي‌تواند با نرخ شكست يا تعداد دفعات شكست در بازه زماني مشخص نيز جايگزين شود. اگر MTBF افزايش يابد در واقع قابليت‌اطمينان سيستم افزايش يافته است. پارامتر MTBF غالبا در واحد ساعت تعريف مي‌شود ولي مي‌تواند در بعضي موارد با واحدهايي مثل سيكل، كيلومتر طي شده و… بيان شود.

همانطور كه پيش از اين بيان شد يكي از تعاريف قابليت‌اطمينان مي‌تواند احتمال موفقيت ماموريت تعريف شود. از اين ديدگاه يكي از موارد خاص، سيستم‌ها يا وسايل يكبار مصرف هستند كه براي انجام يك‌باره ماموريتي خاص در يك بازه زماني و شرايط مشخص تعيين شده‌اند. اين سيستم‌ها بعد از ساخته شدن تا زمان آغاز ماموريت خود ساكن بوده و به يك‌باره در زمان مشخص فعاليت خود را براي انجام وظيفه خود شروع مي‌نمايند. يك مثال ساده اين گونه سيستم‌ها، سيستم ايربگ خودرو و يك مثال پيچيده‌تر، سيستم هدايت و كنترل يك موشك يا بمب هدايت‌پذير مي‌باشد. در اينگونه سيستم‌هاي يكبار مصرف، قابليت‌اطمينان نه با MTBF كه با احتمال موفقيت انجام ماموريت تعريف مي‌شود.

ملزومات قابليت‌اطمينان

براي هر سيستمي و در هر پروژه‌اي، اولين قدم در مهندسي قابليت‌اطمينان، مشخص كردن ملزومات قابليت‌اطمينان آن مي‌باشد.

مهندسي قابليت‌اطمينان بايد ملزومات وظايفي كه در راستاي تامين قابليت‌اطمينان سيستم انجام مي‌گيرند، مستندسازي مراحل طراحي و توسعه سيستم، تست‌ها، توليد و عملكرد را مشخص نمايد. وظايف قابليت‌اطمينان شامل انواع تحليل‌ها، برنامه‌ريزي‌ها و گزارشات شكست‌ها مي‌باشد. انتخاب نوع وظايف و سطح كارهاي مورد نظر كاملا بستگي به اهميت سيستم، نوع كاركرد آن و هزينه‌هاي تعريف شده دارد. سيستم‌هاي مهم احتياج به گزارشات رسمي شكست داشته تا در مراحل بعدي توسعه بكار رود. در حالي كه سيستم‌هاي كم اهميت‌تر مي‌توانند به گزارشات تست‌هاي نهايي اكتفا نمايند. بطور كلي اهم وظايف و برنامه‌هاي رايج قابليت‌اطمينان بصورت مستند در استانداردهاي حوزه‌هاي مختلف تدوين شده‌اند.

طرح و برنامه(Program Plan) قابليت‌اطمينان

براي اينكه بتوان قابليت‌اطمينان يك سيستم را پيش‌بيني نمود بايد از روش‌ها و ابزارهاي مختلف استفاده كرده و كارهاي متعددي انجام شوند. هر سيستمي بسته به نوع عملكرد و نيازمندي‌هاي تعريف شده‌اش به يك سطحي از قابليت‌اطمينان نياز دارد. بطور مثال يك خط هوايي براي عملكرد مطلوب هواپيماهاي مسافري‌اش به سطح بسيار بالاي قابليت‌اطمينان در شرايط عملكردي گسترده‌اي نياز دارد زيرا در صورت بروز هر حادثه‌اي امكان وقوع فاجعه جبران ناپذير وجود دارد بنابراين هزينه بسيار زيادي براي رسيدن به بالاترين حد قابليت‌اطمينان صرف مي‌شود. ولي در عين حال يك مداد تراش با هزينه بسيار كمتر، بسيار قابل اطمينان‌تر از يك خط هوايي مي‌باشد زيرا شرايط عملكردي بسيار متفاوت‌تري دارد ضمن اينكه در صورت وقوع مشكل نيز خطري پيش نمي‌آيد.

مورد ديگر لزوم وجود طرح و برنامه دقيق براي مستند‌كردن وظايف، روش‌ها، ابزارها، تحليل‌ها و تست‌هاي مورد نياز يك سيستم مشخص، جهت رسيدن به سطح مورد نظر قابليت‌اطمينان مي‌باشد. داشتن يك طرح و برنامه مناسب براي رسيدن به قابليت‌اطمينان مورد نظر از همان آغاز طراحي و توسعه سيستم لازم و ضروري است. اين طرح و برنامه تنها وظايف مهندسين قابليت‌اطمينان را مشخص نمي‌كند بلكه وظايف ديگران مشغول در پروژه را نيز شامل مي‌شود. طرح و برنامه قابليت‌اطمينان، در نهايت قبل از اجرا بايد توسط مدير پروژه تائيد و ابلاغ شود.

اساس تئوري قابليت‌اطمينان

تئوري قابليت‌اطمينان بر پايه چهار المان كليدي تعريف مي‌شود:

1. قابليت‌اطمينان همان احتمال است. اين بدين معني است كه شكست، تابعي از يك سري پديده‌هاي اتفاقي است. يعني نمي‌توان اطلاعات كاملي از نوع شكست‌ها، دلايل شكست و رابطه بين شكست‌ها بيان نمود بجز اينكه احتمال كلي وقوع شكست را بر اساس توابع احتمال، در يك دوره زماني پيش‌بيني كرد.

2. قابليت‌اطمينان بر اساس «كاركرد مورد انتظار» پيش‌بيني مي‌شود و كاركرد مورد انتظار يعني عملكرد بدون شكست سيستم. بايد در نظر داشت اگر هر كدام از قطعات و زير سيستم‌هاي مجزا دچار شكست نشوند دليل بر عدم شكست كل سيستم نخواهد بود.

3. قابليت‌اطمينان براي يك بازه زماني مشخص تعريف مي‌شود. اين بدين معني است كه سيستم يك فرصت مشخص براي عملكرد بدون شكست قبل از زمان t را دارا مي‌باشد. مهندسي قابليت‌اطمينان بايد از اين مطمئن شود كه قطعات و زير سيستم‌ها برابر با نيازمندي‌هاي تعريف شده در بازه زماني معين عمل خواهند كرد. البته ممكن است به جاي واحد زمان از پارامترهاي ديگري نيز استفاده شود بطور مثال در صنعت خودروسازي از واحد كيلومتر طي شده، در صنايع نظامي تعداد شليك واحد آتش و در بعضي قطعات مكانيكي متحرك، تعداد سيكل عملكردي.

۴. قابليت‌اطمينان محدود مي‌شود به شرايط محيطي و عملكردي مشخص و اين قيود براي رسيدن به يك احتمال قابليت‌اطمينان لازم هستند زيرا عموماً نمي‌توان سيستمي را براي كاركرد در شرايط نامحدود طراحي نمود. بطور مثال كاوشگر مريخ قطعا شرايط و قيود عملكردي متفاوتي نسبت به يك خودروي شخصي خواهد داشت.

Posted in متفرقه | Leave a comment

نگهداری مواد شیمیایی

برای جلوگیری از پیدایش خسارات مالی و جانی، مواد شیمیایی باید طبق اصول و مقرراتی ذخیره و نگهداری شوند.باید مطمئن شد که مواد انبار شده با یکدیگر واکنش نشان نمی دهند و از ورود افراد غیر مسئول جلوگیری شود.

بعضی از مواد ممکن است دارای خطرهای گوناگون باشند،مثلاَ بنزن که علاوه بر سمیت، آتش زا و پس از تبخیر و مخلوط شدن با هوا قابل انفجار هم هست، لذا باید هنگام انبار کردن آنها جنبه های مختلف ایمنی در نظر گرفته شود. اقدامات ضروری برای انبارداری جهت یک خاصیت خطرناک ممکن از دیدگاه های دیگر نیز کافی باشد لیکن همیشه این طور نیست و در نتیجه هنگام بر پاکردن انبار و تدوین روشها باید همه خواص خطرناک یک ماده را در نظر گرفت.

تقسیم و طبقه بندی مواد شیمیایی :

1) موادمنفجره : موادی که می توانند توسط گرما، شعله و سایر مواد آتش زا سبب انفجار شوند و یا اینکه به شوک و اصطحکاک،حساس تر از دی نیترو بنزن هستند،اغلب به صورت تر(خیس) تهیه می شوند. زیرا به صورت خشک و خطرناک بوده، بعضی از آنها در تماس با فلزات، نمکهای بسیار حساس به انفجار را تشکیل می دهند. حتی با لوله های بخار داغ می توانند شعله ور شوند. این مواد قادراند مواد قابل انفجاری را با هوا تولید کنند. در تقسیم بندی (EEC) نشانه یا علامت ماده منفجره، یک بمب در حال انفجار و قید کلمه مواد منفجره می باشد.

طبقه بندی یک ماده به عنوان ماده منفجره همیشه طبق برآورد های آزمایشگاهی انجام نمی گیرد، بلکه قضاوت کلی درباره ی عملکرد آن نیز در نظر گرفته می شود. شاید بهتر باشد که ماده منفجره را به دو نوع تقسیم کرد:

الف- ماده منفجره ای که برای ایجاد انفجار به کار برده می شود.

ب- ماده ای که بدین منظور مورد مصرف قرار نمی گیرد ولی به واسطه خاصیت قابل انفجار بودن خود مخاطراتی را به بار می آورد.

2) مواد سمی : ورود مقدار کمی از مواد سمی به بدن می تواند بیماری مهلک یا مرگ به وجود آورد. ممکن است این خطر با بلعیدن، استنشاق بخار، فیوم، غبارها و در بسیاری از مواقع در اثر تماس پوستی ایجاد شود. بعضی از این مواد اثر جمع پذیری دارند بنابراین اثرات مقادیر کم در تماس های مکرر می تواند خطرناک باشد. باید مسئله حفاظت را جدی گرفت و هر گونه تماس شخصی و یا لباسی را بدون معطلی رسیدگی کرد. در حالتی که پوست با مواد آلی سمی تماس پیدا کرده است نباید آن را با حلال های متداول و یا آب داغ شستشو داد. مواد سمی شامل مواد زیر می باشد:

الف) مواد خیلی سمی، که سبب خطرهای بهداشتی بسیار وخیم حاد یا مزمن و حتی مرگ می شوند.

ب) مواد سمی، سبب خطرهای بهداشتی جدی بصورت حاد یا مزمن می شوند.

پ) مواد زیان آور، دارای خطرات محدود برای تندرستی طبق در نظر (EEC) گرفته جهت این مواد، به این صورت است که یک جمجه و دو استخوان متقاطع را نشان می دهد.

3) مواد اکسید کننده : موادی که در اثر تماس با سایر مواد به خصوص مواد آتش زا، گرمای زیادی تولید می کنند باید دور از مواد آلی و مواد احیا کننده انبار شوند. روش استاندارد شناخته شده ای که درستی آن آزموده شده باشد برای تعیین یک ماده به عنوان اکسید کننده وجود ندارد.

برای قرار دادن یک ماده در این گروه به خواص اکسید کننده ماده فعال به وجود آورنده آن توجه می شود. بطور مثال می توان «پراکسید های آلی» را در نظر گرفت که گرچه در دسته مواد منفجره طبقه بندی نشده اند ولی در اصل هم منفجره طبقه بندی می شوند به دلیل بی ثباتی، و هم اکسید کننده به دلیل داشتن این خاصیت در دستورهای(EEC)، این مواد را با دایره ای که در درون آن شعله ای وجود دارد و کلمه اکسید کننده درج گردیده است، مشخص می نمایند.

4) مواد جامد بسیار آتش گیر : موادی که به آب و یا هوای مرطوب واکنش نشان می دهند و مقادیر زیادی گازهای بسیار آتش گیر خطرناک تولید می کنند. (شامل گازهای بسیار قابل اشتعال پایین تر از 21 درجه سانتیگراد دارند.) این مواد خود به خود یا به دلیلی آتش می گیرند و چنان پیگیر و شدید می سوزند که ایجاد مخاطره می نمایند. (EEC) برای این ماده یک شعله با جمله «فوق العاده قابل اشتعال» را در نظر گرفته است.

5) مواد خورنده : موادی هستند که می توانند نسوج زنده را خراب کنند. در این مورد حفاظت چشم ها و پوست در اولویت قرار دارند. بسیاری از این مواد خورنده می توانند در مدت چند ثانیه پس از تماس، صدمه برسانند. باید وسایل شستسو در دسترس بوده، اگر کسی از آن بخورد فوراَ باید مقدار کافی آب بنوشد. تعدادی از مواد خورنده شدیداَ به آب واکنش می دهند و تعدادی نیز با فلزات معینی، گازهای بسیار آتش گیر تولید می کنند.

6) مواد تحریک کننده (سوزش آور) : شامل مواد جامد، مایع، غبار و بخار هستند که می توانند سبب تورم پوست یا غشای مخاطی و یا تحریک دستگاه تنفس شوند.

نگهداری و انبار انواع مواد مواد شیمیایی :

الف) مواد منفجره : برای این مواد در کشورهای مختلف مقررات شدیدی از نظر ایمن بودن انبارها و جلوگیری از دزدیده شدن مواد برای مقاصد جنایی وضع گردیده است. انبارها باید از ساختمان دور باشند، تا در صورت وقوع انفجار از خسارات زیاد اجتناب شود. سازندگان مواد منفجره معمولاً دستورهای لازم را برای ساخت بهترین نوع انبار در ارتباط با ماده منفجره ساخته شده، ارائه می دهند.

انبار ها باید از مواد بسیار محکم ساخته شده و درب آنها همیشه (مگر در مواقع استفاده) قفل باشد. در اطراف آنها نباید منبع روغن، گاز، چربی، بنزین و فضولات قابل اشتعال و شعله باز وجود داشته باشد. تهویه انبارها باید خوب و از پیدایش رطوبت و دم جلوگیری شود. از نور طبیعی یا لامپ های الکتریکی قابل حمل باید استفاده شود. کف انبارها باید از چوب یا مواد دیگری که تولید جرقه ننماید، ساخته شود.

ب) مواد سمی : مهر و موم کامل ظروف حاوی این مواد تقریباَ غیر ممکن است و همیشه خطر خروج مواد سمی قابل تبخیر در محیط اطراف وجود دارد. لذا انبارها باید مجهز به تهویه قوی باشند. اگر امکان تجزیه این مواد در اثر حرارت، رطوبت، اسید یا دود اسید موجود باشد، باید آنها در یک محل سرد با تهویه خوب و دور از نور مستقیم خورشید و دور از حرارت و جرقه داد و آنهایی را که ممکن است با یکدیگر واکنش نشان دهند در انبارهای جداگانه نگهداری کرد.

پ) مواد اکسید کننده : این مواد که منبع اکسیژن هستند، احتراق را دامن زده و شدت آتش را زیاد می کنند. عده ای در دمای هوای انبار، اکسیژن متصاعد می کنند و برخی دیگر برای این کار احتیاج به حرارت دارند. اگر ظروف محتوی این مواد آسیب دیده باشد، احتمال اختلاط آنها با مواد قابل احتراق دیگر و ایجاد آتش وجود دارد. لذا باید این مواد را جداگانه انبار کرد. انبار کردن مواد اکسید کننده قوی در مجاورت مایعات، حتی با نقطه اشتعال پایین یا کمی قابل اشتعال بسیار خطرناک است و ایمن تر این است که کلید مواد قابل اشتعال را دور از مواد اکسید کننده جای دهیم. درون انبار باید خنک، مجهز به تهویه و تأسیسات آن در مقابل آتش مقاوم باشند.

ت) مواد قابل اشتعال : محل نگهدای مواد قابل اشتعال باید کاملاَ خنک باشدتا در صورت اختلاط بخار آنها با هوا احتراق ایجاد نگردد. محل نگهداری باید دور از منبع آتش و یا حرارت باشد. اکسید کننده های قوی باید دور از مواد بسیار قابل اشتعال و موادی که ممکن است خود بخود بسوزند، انبار و نگهداری شوند. هرگونه دستگاه یا انشعاب برقی در انبار مایعات فرار باید از نوع ضد شعله بوده و در نزدیکی یا در داخل انبار هیچ نوع چراغ یا شعله باز وجود نداشته باشد.

تاسیسات انبارداری باید دارای اتصال به زمین باشد و بطور دوره ای مورد بازرسی قرار گیرند، تعبیه وسایل آگاه کننده خود کار برای دود یا آتش ضروری است.

ث) مواد خورنده : این مواد ممکن است به ظروف خود آسیب رسانده و در فضای انبار پخش شوند، بعضی از آنها فرار و برخی با رطوبت، مواد آلی و سایر مواد شیمیایی واکنش شدید نشان می دهند. مه و دود اسیدها می تواند مواد ساختمانی و وسایل را خراب کند و به کارکنان آسیب برساند. این مواد را باید خنک و در درجه حرارت بالای نقطه انجماد آنها نگه داشت، زیرا ماده ای نظیر اسید استیک که ممکن است در درجه حرارت نسبتاً بالا منجمد شود، ظرف خود را می ترکاند و پس از اینکه درجه حرارت به بالای نقطه انجماد رسید، به خارج منتشر می گردد. بعضی مواد دیگر اسید پر کلریک علاوه بر قدرت شدید خورندگی، عامل اکسید کننده قوی نیز می باشد و می تواند سبب آتش سوزی و انفجار شود. محل نگهداری مواد خورنده باید با دیوار ها و کف نفوذ ناپذیر از کارخانه و انبارهای دیگر مجزا بوده و دارای خصوصیات زیر باشد :

- کف انبار از مواد مقاوم مانند سیمان سخت، زغال سنگ سوخته یا غیره باشد.

- کف انبار شیب دار و مربوط به محلی برای جمع شدن مواد پخش شده باشد.

- تهویه قوی.

- گاهی لازم است مواد خورنده یا مایعات سمی را در ظروف مخصوص نگهداری کرد، مثلاً اسید هیدروفلوئوریک را باید در ظروف سربی، کائوچویی یا بطری های «سرزین» قرار داد و از ظروف سایر اسیدها دور نگه داشت.

- وسایل کمکهای اولیه (دوش و بطریهای مخصوص شستشوی چشم) باید در دسترس باشد.

علائم مشخصه برای وسایل و ظروف :

هر نوع ظرف بزرگ و کوچک و وسایل دیگری که مواد خطرناک در آنها نگهداری می شود باید :

1) دارای رنگ ساده و مشخصی باشد.

2) با نصب پلاک محتویات داخل آن شناسانده شود.

3) دستور العمل های لازم برای به کار بردن محتویات آن بنحو بی خطر و بدون زیان همراه داشته باشد.

حمل و نقل مواد شیمیایی :

حمل و نقل این مواد ممکن است در سطح مجتمع، از کارخانه ای به کارخانه دیگر و یا از شهری به شهر دیگر صورت پذیرد. طریقه حمل و نقل بستگی به حالت فیزیکی، خاصیت شیمیایی، مقدار ماده مورد حمل و بعد مسافت بین مبدأ و مقصد، که با توجه به این عوامل وسیله حمل و نقل انتخاب می شود. حمل و نقل مواد پیمانه ای است مثل حمل مواد در داخل ظروف و بشکه ها توسط کامیون، راه آهن، کشتی و غیره و یا پیاپی (پیوسته) است، مانند حمل توسط نوار نقاله و یا لوله ها (خطوط لوله).

بسته بندی : برای اینکه بتوان اجناس را به آسانی بارگیری و باربری کرد باید بسته بندی آنها مناسب با این منظور باشند.

الف- مواد جامد؛ را در بشکه های چوبی یا آهنی که دیواره آن موج وار است، می ریزند. گاهی ممکن است از قبل در پاکت های کوچک کاغذ، ظروف کوچک شیشه ای یا پلاستیکی بسته بندی شده باشند.

ب- مایعات؛ در ظروف شیشه ای، پلاستیکی کوچک و یا در مخازن بزرگ نگهداری و از طریق لوله منتقل می کنند.

پ- گازها؛ در سیلندرهای کوچک و یا در مخازن بزرگ نگهداری شده برای حمل و نقل از طریق لوله عبور داده می شوند.

آموزش کارکنان حمل و نقل : مسئله ویژه در حمل و نقل، تماس پرسنل با مواد شیمیایی می باشد که از خواص مخاطرات و اندازه مجاز آن اطلاع ندارند. این اشخاص بیشتر شامل باربرها، کمک راننده ها، خدمه وسایل پرسنل عامل خط آهن یا جاده، کارکنان انبارها و هرکسی که موقع حادثه دیدن وسیله حمل و نقل و یا بروز هر مسئله ای در معرض خطر قرار می گیرد. همانگونه که کارگران صنایع شیمیایی در مورد مواد خطرناک مسائل ایمنی مربوط به آنها راهنمایی شده اند، کارگران حمل و نقل نیز باید در آن مورد آگهی (مختصر) یابند.

آئین نامه حفاظتی در مورد حمل و نقل مواد شیمیایی :

1) تمام فیلترها و قسمت های اتصال باید طوری ساخته شوند که در موقع عبور قطعات و ذرات ناخواسته، یا بروز آلودگی به هر گونه که باشد سیستم را قفل و از عبور ناخواسته مواد جلوگیری کنند.

2) در جاهایی که گردهای بسیار نرم به وسیله دستگاههای هوایی که قسمتهای فلزی در تمام مسیر انتقال گردد، از نظر هدایت الکتریکی به یکدیگر و به زمین وصل شوند.

3) نباید مواد بسیار مخاطره آمیز از مناطق پرجمعیت عبور داده شوند.

4) عدالت صریح و واضح به جدار بیرونی کامیون چسبانده می شود تا مشخص کننده مخاطره آمیز بودن مواد باشد.

5) اگر مواد شیمیایی مخاطره آمیز از بین دو شهر عبور می کنند، آئین نامه ایمنی وسایل حمل و نقل به همان شدت داخل شهرها در بزرگراه ها نیز اجرا شوند.

6) تمام کامیون ها و وسایل نقلیه برای جابجایی مواد باید مجهز به سیم برق گیر باشند.

7) فاصله کافی برای عملیات انبار کردن و بطور کلی مقررات موضوعه جهت مواد قابل اشتعال و انفجار کاملاً رعایت شوند

Posted in متفرقه | Leave a comment

كاربرد تكنيك Change Based Analysis در آناليز حوادث

باوجود پيشرفتهاي چشمگیر حاصله در علم ايمني و معرفي تکنیکهای مختلف شناسایی و ارزیابی خطرات كه بر كنترل خطرات قبل از تبديل شدن به حادثه تاكيد مي كند هنوز و به يقين در آينده نيز امكان به صفر رساندن نرخ حوادث امري غير ممكن خواهد بود. بنابراين همواره تحقيقات حوادث بخش انكار ناپذيري از علم ايمني محسوب شده و طراحي صحيح و اجراي مناسب آن پايه اي براي اقدامات پيشگيرنده در مورد حوادث احتمالي در آينده فراهم خواهد ساخت. در همین راستا شناسایی و بکارگیری تکنیکهای مناسب آنالیز حوادث امری الزامی در سازمانها محسوب می شود.

در این مقاله در قالب یک مطالعه موردی به معرفی روش آنالیز مبتنی بر تغییرات پرداخته می شود که با استفاده از توانمندیهای آن می توان حوادث را با دیدی جامع نگر مورد آنالیز قرار داد.

یافته های این مطالعه با جواب به چندین سوال در قالب چه كسي شامل فرد حادثه ديده و مسئول او همراه با جنبه‌‌هاي تشخيصي، چه چيزي، كجا، چه زماني، چه مقدار، تشخيص فاكتورهاي انساني، تشخيص فاكتورهاي شغلي و چرایی حادثه به تشخیص و تعیین علل حادثه از جنبه های مختلف منتهی گردید.

بدیهی است استفاده از روشهای علمی با مشخص کردن عوامل موثر در بروز حوادث از نگاه تک بعدی به حوادث کاسته و امکان ارائه راهکارهای جامع تر را برای پیشگیری از بروز حوادث بازتر خواهد کرد.

کلمات کلیدی: آنالیز حادثه، ایمنی، روش آنالیز مبتنی بر تغییر

مقدمه:

حادثه كه بعضي آنرا بيماري غفلت نيز مي‌‌نامند از ديرباز به عنوان يك عامل مخرب براي انسان شناخته شده‌‌است. با گذر از زندگي سنتي و شروع انقلاب صنعتي در قرن نوزدهم و بويژه در تداوم آن در قرن حاضر و پيدايش و بكارگيري فن آوريهاي سبب شده‌‌است كه حوادث نيز در كنار ساير پديده‌‌هاي عصر صنعت و تكنولوژي اشكال متنوعي به خود بگيرند. بويژه در چند دهه اخير به علت كاهش چشمگيري كه در ميزان ابتلا و مرگ و مير ناشي از بيماريهاي عفوني و تغذيه به وجود آمده‌‌است، حوادث به عنوان يك ريسك فاكتور تندرستي و اقتصادي اهميت فوق العاده‌‌اي پيدا كرده‌‌است.

در دنیای امروزی روند توسعه سريع فن آوريهاي مدرن كه با بكارگيري انرژيهاي نوين همراه بوده است باعث گرديده كه در كنار افزايش قدرت، سرعت و دقت، نسل بشر با معضلات جديدتري نيز مواجه گردد. يكي از مهمترين مشكلات فراروي بشر در دنياي امروزي عدم مطابقت هاي احتمالي در فرايند توليد محصولات جديد و يا ارائه خدمات نوين است كه مي تواند محصول توليدي را از حيث انتفاع خارج و حتي آن را به عامل تخريبي شديدي تبديل كند، فرایند تولید را مختل سازد، به تلفات انسانی منتهی گردد، باعث آلودگی محیط زیست شود و…. بديهي است با توجه به كيفيت و كميت انرژيهاي نهان و بكارگرفته شده در سيستم ها و محصولات توليدي وجود يك عيب و يا نقص جزئي مي تواند به پيامدي فاجعه بار منتهي شود.

با توجه به مطالب ياد شده و به منظور مقابله با مشكلات فوق، علم ايمني در طول تاریخ شکل گیری خود مراحل محتلفی را طی کرده است. این علم با توجه به تعریف خود یعنی علم حفاظت از دارائیها از بدو تاریخ همواره همراه باانسان بوده است. هر چند که برای سده های طولانی بدلیل پائین بودن ماهیت تهدید کنندگی خطرات موجود بصورت پاسیو و منفعل عمل کرده است. با معرفی انرژیهای جدید و گسترش سریع فن آوریهای مدرن و پیچیده و از آنجائیکه پیامدهای حوادث بطور روزافزونی بزرگتر گردید علم ایمنی در یک تغییر رویکرد آشکار از حالت منفعل به حالتی اکتیو و پیشگیرنده تبدیل و بعنوان علم ایمنی سيستم مطرح گردیده است. بدیهی است از آنجائیکه تحت هیچ شرایطی امکان به صفر رساندن حوادث در هیچ زمان و محیطی عملی نیست در ایمنی سیستمی تحقیقات حادثه نیز از جایگاه خاص خود برخوردار بوده ولی با این تفاوت نسبت به ایمنی کلاسیک که اساس این گونه تحقیقات یافتن تفصیر و خطاهاست و نه مقصران.

در حال حاضر روشهاي مختلفي براي آناليز حوادث معرفي شده است كه هر كدام با توجه به خصوصيات خود داراي توانمنديها و محدوديتهاي خاص خود مي باشند كه در اين مقاله با تشريح حادثه اي واقعي توانمديهاي روش change based analysis در آناليز حوادث معرفي مي گردد:

شرح حادثه:

آقاي علي … در سال 1370 در كارخانه اي صنعتي استخدام شد. اين شركت از حدود 35 سال پيش جهت توليد يك نوع خودرو تأسيس شده‌‌است. اين كارخانه شامل كارگاههاي مختلفي از جمله كارگاه ريخته‌‌گري، پرس و برش، قالب سازي، رنگ كاري، و مونتاژ و… مي‌‌باشد.

علي … در بخش مونتاژ خودرو مشغول به كار شد. در اين كارگاه بدنه خودرو كه رنگ شده‌‌است به كارخانه آورده شده ‌و ژس از قرار گرفتن بر روي كانواير در مسير حركت در هر ايستگاه متوقف مي‌‌شود و در هر ايستگاه بخشي از قطعات بر روي بدنه نصب مي‌‌شود. لوازم مونتاژ به وسيله كانتينر هاي كفي در بسته بنديهاي استاندارد و سوار بر چهار چوبهاي بزرگ فلزي كه بر روي كانتينر در دو رديف چيده شده‌‌است به كارخانه آورده شده و در محوطه كارخانه قرار داده مي‌‌شوند. در كارگاه مونتاژ اين وسايل شامل رينگ، لاستيك، كويل، دلكو، چراغ، سپر، فرمان و… مي‏باشد كه توسط دو عدد ليفتراك از دو مسير مختلف به داخل كارگاه منتقل مي‌‌شود آقاي علي … در روز دوم تير ماه سال 1383 به دليل مريضي به مدت 3 روز مرخصي گرفته و در روز چهارم با وجود بيماري در سر كار حاضر مي‌‌شود البته بيماري وي آنقدر حاد نبوده است كه در كار وي تأثير گذاشته باشد. رضايي در ساعت 7 صبح وارد محل كار شده و از ساعت 5/7 شروع به كار مي‏كند در ابتدا سوخت ليفتراك را چك مي‏كند. سوخت ليفتراك گاز شهري مي‌‌باشد كه در سيلندرهايي پر مي‌‌شود و مورد استفاده ليفتراك قرار مي‌‌گيرد سپس محيط كار برگشته و شروع به جابجايي وسايل و تجهيزات از كاميونها به داخل كارخانه مي‌‌نمايد.

ابتدا طبق دستور مسئول مربوطه مقداري از وسايل را از مسير دوم به داخل كارگاه منتقل مي‌‌كند. اين كار تا ساعت 5/10 به مدت 5/0 ساعت صبحانه صرف مي‌‌شود و در ساعت 11 دوباره كار از سر گرفته مي‌‌شود.

فرد ياد شده از مسير اول شروع به جابجايي مواد و تجهيزات مي‌‌نمايد. مسير اول داراي چهار پيچ در بين مسير بوده است. در پيچ دوم كه همان دربي ورودي كارگاه مي‌‌باشد، در مسير حركت وي در حمل به داخل كارگاه تراك ديگري كه در همان مسير كارجابجايي تجهيزات را انجام مي‌‌دهد در سر راه وي قرار مي‌‌گيرد. فرد براي جلوگيري از برخورد شعاع بزرگي را براي پيچيدن گرفته و فرمان را مي‌‌پيچاند. اما به علت سسرعت نسبتاً بالاي ليفتراك نيروي گريز از مركز بزرگي بر آن تحميل شده و ليفتراك واژگون مي‌‌شود. در اين حادثه سسر آقاي … به شدت مجروح مي‌‌گردد كه به درمانگاه كارخانه انتقال و پس از درمان اوليه از آنجا به بيمارستان منتقل و بستري مي‌‌گردد.

در بررسي‌‌هاي انجام شده در رابطه با حادثه مشخص شد كه آقاي …. برخلاف مقررات كارخانه دو بسته بزرگ را از روي كاميون برداشته وبر روي هم گذاشته و اقدام به حمل آنها به داخل كارخانه نموده‌‌است كه اين عمل موجب محدوديت ديد و نيز سنگيني بار و ايجد لنگر شده است. كه نيروي زيادي را در قالب نيروي گريز از مركز در سرعت بالاي ليفتراك ايجاد كرده است و باعث واژگوني آن شده است.

حمل دو بسته باربرروي هم قبل از اين حادثه نيز توسط … انجام شدده بود كه مسئول كارگاه اهميتي به اين مسئله نداده و تذكر نداده بوده است و برعكس اين مسئله را به حساب علاقمندي به كار وي گذاشته شده است.

در بررسي هاي كميته ايمني بهداشت كه متشكل از كارشناس بهداشت حرفه‌‌اي و مديريت كارخانه و ساير اعضاي ميباشد مشخص مي‌‌شود كه لاستيك ليفتراك كه هر سه ماه يكبار بايد تعويض مي شده است پنج ماه است كه تعويض نگرديده است. و نيز مشخض مي گردد كه در زمان مرخصي آقاي … مقداري روغن به كف كارگاه ريخته شده است كه بطور كامل پاك نگرديده است و موجب ليز خوردن ليفتراك شده است.براي تجزيه و تحليل حادثه و دستيابي به علت يا علل آن همانطوريكه قبلاً بيان گرديد پس از آنكه توسط منابع رسيدگي به حادثه (افراد شرايط و موفعيتها، قطعات و ثبت و بايگانيها) اطلاعات مورد لزوم در زمينه حادثه بدست آمد بر اساس متد change based analysis به شرحي كه در ذيل خواهد آمد به اناليز و تعيين علل حادثه پرداخته مي شود. در اين متد مي بايست به سؤالات “چه كسي “، “چه”،”كجا”،در چه هنگامي، چقدر، فاكتورهاي شخصي، فاكتورهاي شغلي و چرا پاسخ داده شود.

چه كسي ؟

اين واژه شامل كساني است كه در محيط مودر نظر مسئوليتي را به غهده داشته و يا به هر طريق ممكن منشاء ايجاد تغيير بوده اند. برنامه كاري براي شناسايي و توصيف افراد مرتبط با حادثه مي‌‌تواند شامل مديريت كاركنان و افرادي كه در صحنه كاري حضور ندارند ولي به طريقي مي‌‌توانند باعص ايجاد تعيير يا تأثير در پروسه كاري شوند گردد.

افراد يكه در اين حادصه مسؤوليتي را به عهده داشته‌‌اند ممكن است منشاء تعييري شده باشند شامل خود فرد حادثه ديده، مسؤل او در كارگاه، مونتاژ كار مسؤل در ريختن روغن برروي زمين مسؤل بخش تجهيزات و تعميرات مي‌‌باشد.

حال هركدام از اين افراد را بصورت جداگانه مورد تجزيه و تحليل قرار مي‌‌دهيم.

كارگر (فرد حادثه ديده ):

جنبه‌‌هاي تشخيصي يا مشخصات: هفت سال تجربه، علاعمهد به كار، كارگرماهر، معمولاً توجهي به مقررات حمل بار با ليفتراك ندارد.

نقص يا كمتود: عدم آموزش و توجيه كافي در زمينه ايمني و خطرات

مشخصات ويژه: جوان، راننده ليفتراك

تغيير: ندارد

مسئول اول فرد حادثه ديده(مسئول كارگاه مونتاژ):

جنبه‌‌هاي تشخيصي يا مشخصات: بيست سال سابقه كار داشته واز مونتاژ كاري به مسئول كارگاه ارتقاء يافته است.

نقص يا كمبود: ارتقاء درجه به مسئول بخش بدون طي نمودن آموزشهاي ويژه در رابطه با حرفه‌‌هاي مختلف، عدم سختگيري در رعايت ضوابط كار.

مشخصات ويژه: بي‌‌توجهي به مقررات

تغيير: انتقال از مونتاژ كاري به سرپرستي كارگاه

مسئول بخش سوخت و روغن در كارگاه مونتاژ:

جنبه‌‌هاي تشخيصي يا مشخصات: مسئول بخش سوخت و روغن

نقص يا كمبود: عدم توجه به حساسيت كار با وسايل حمل و نقل و عدم احتياط در كار عدم آموزش در رابطه با كار در محيط كار

مشخصات ويژه:

تغيير:

مسئول دوم فرد حادثه ديده:

جنبه‌‌هاي تشخيصي يا مشخصات: مسئول بخش تجهيزات و تعميرات، دوازده سال سابقه كار، ارتقاء درجه از تعميركار اتومبيل و وسايل نقليه به مسئول بخش تجهيزات و تعميرات نقص يا كمبود: نداشتن آموزش مديريتي يل سرپرستي، جدي نگرفتن تجهيز و بازسازي ماشين آلات

مشخصات ويژه:

عدم علاقه به كار، سعي در برجسته ساختن نقش خود در نظر مديران رده بالاتر

تغيير: ارتقاع درجه از تعمير كار اتومبيل و وسايل نقليه به مسئول بخش تجهيزات و تعميرات.

چه چيزي ؟

شناسايي انحراف و ويژگيهاي مربوط به آن، قسمت كليدي و حساس تجزيه و تحليل برپايه تغييرات را تشكيل مي‌‌دهد. شئ مشخص و يا نامشخص كه در آن تغيير و يا انحراف مشاهده مي‌‌شود، مي‌‌بايست بطور دقيق شناسايي گردد ايجاد تغييرات يا انحرافات در افراد، تجهيزات مواد و محيط را تماماً مي‌‌توان به منظور تجزيه و تحليل در جدول قرار داد.

در رابطه با حادثه ذكر شده، نكاتي كه بايد در جدول قرار گيرند عبارتند از:

افراد:

جنبه‌‌هاي تشخيصي يا مشخصات: شغل اصلي فرد حادثه ديده راننده ليفتراك بوده‌‌است.

نقش يا كمبود: حمل بار بيش از حد مجاز، داشتن سرعت بيش از حد مجاز

مشخصات ويژه: عدم توجه به ضوابط در اعمال روزمرة خود

تغيير: تخطي از استاندارد

تجهيزات(لاستيك چرخهاي ليفتراك ):

جنبه‌‌هاي تشخيصي يا مشخصات: ساييدگي لاستيك ها

نقص يا كمبود: عدم تعويض به موقع لاستيكها

مشخصات ويژه:

تغيير:

تجهيزات (مسير حركت ):

جنبه‌‌هاي تشخيصي يا مشخصات: ليز بودن مسير حركت

نقص يا كمبود: كم بودن ضريب زبري مسير حركت

مشخصات ويژه: بر روي جاده روغن ريخته شده بود و كاملاً تميز پاك نشده‌‌بود.

كجا؟

شناسايي موقعيت دقيق انحراف يا تفاوت درموضع مورد نظر و نيز در پروسه كاري براي برنامه تجزيه و تحليل تغييرات داراي اهميت خاصي است. زيرا دانستن موقعيت انحراف يا تفاوت در روشن شدن مشكل واقعي مؤثر مي‌‌باشد.

چه زماني؟

زمان غالباً يكي از فاكتورهاي كليدي در تجزيه و تحليل مي‌‌باشد. در بيشتر موارد لازم مي‌‌باشد كه زمان دقيق وقايع به وقوع پيوسته جهت مشخص كردن ترتيب آنها تعيين گردد به عبارت ديگر تشخيص زمان يك انحراف يا كمبود واقع شده مي‌‌تواند كليد راهنماي تغييري كه بر موضع و وضعيت تأثير كرده است، باشد. اطلاعاتي كه در اين زمينه ازمطالعه حادثه مورد نظر جمع آوري شده است به شرح ذيل مي‌‌باشد:

از نقطه نظر پروسه كاري:

جنبه هاي تشخيصي يا مشخصات: واژگوني ليفتراك در هنگام پيچيدن در مسير اتفاق افتاده است.

نقش يا كمبود: بعد از شروع موفقيت آميز حمل با تا زمان وقوع حادثه تأخيري در عمليات وجود نداشت.

مشخصات ويژه: آزاد شدن انرژي در غير از مسير پيش بيني شده براي استفادة انرژي

تغيير: انحراف ليفتراك از مسير

از نقطه نظر زماني:

جنبه‌‌هاي تشخيصي يا مشخصات: روز بعد از بهبودي و مرخصي

نقص يا كمبود: ممكن است بيماري روزهاي قبل كارگر در خطاي وي مؤثر بوده‌‌است.

مشخصات ويژه: عدم اعمال فشار مديريتي از طرف سرپرست كارگران

چه مقدار؟

دامنه و وسعت انحراف عنصر نهايي اطلاعات پايه و اساسي مي‌‌باشد. مقدار انحراق در نهايت مي‌‌تواند بيان كننده تغييري كه سبب ايجاد مشكل يا ضرر شده است باشد.

انحراف بزرگي از يك استاندارد بدين معني است كه برنامه‌‌اي آنقدر خارج از كنترل است كه يك تغيير يا تفاوت كوچك را نتوان شناسايي كرد. مقايسه ميان اين دو كه در مطالعه اين حادثه نشان داده شده است به شرح ذيل مي‌‌باشد:

استفاده از ليفتراك:

جنبه‌‌هاي تشخيصي يا مشخصات: روش معمول براي كارها

نقص يا كمبود: از استانداردها تخطي صورت گرفته است.

مشخصات ويژه: بجاي حمل ونقل يك بسته بار، دو بسته بار حمل شده است.

تغيير: استفاده از روغن:

جنبه‌‌هاي تشخيصي يا مشخصات: در مرحلة نهايي مونتاژ به داخل موتور پيكان ريخته مي‌‌شد.

نقص يا كمبود: بر اثر سهل انگاري روغن بر روي زمين ريخته شده‌‌است.

مشخصات ويژه: روغن از محل اصلي خود در كارگاه به محل ديگري برده شده است.

تشخيص فاكتورهاي انساني:

هنگامي كه به كمك تجزييه و تحليل توانستيم بر پايه تغيييرات به جواب سؤالات چه كسي، چه، كجا، هنگام و چقدر دست يابيم. براي ما اين سؤال پيش مي‌‌آيد كه چرا اين انحراف و تغييرات ايجاد و يا صورت گرفته است. در نتيجه جواب اين سؤالات را بايد در فاكتورهاي انساني و شغلي پيدا كرد. فاكتورهاي انساني كه ممكن است علل اساسي و اصلي حادثه را در برگيرند عبارتند از:

1- كمبود اطلاعات يا مهارت

2- برانگيختن نامناسب انگيزه

3- مسائل جسماني و ذهني

در مطالعه حادثه مزبور پايه تغييرات هر مورد بالا مشخص مي شود. مهارت اپراتور در حد بالايي بوده‌‌است ولي اين مسئله نبايد موجب مي‌‌شد كه خود را از رعايت ضوابط بي‌‌نياز بداند. اين بدان علت بوده‌‌است كه در دوره‌‌هاي آموزشي اهميت كاربرد اين ضوابط براي وي تشريع نشده‌‌بود و به اصطلاح انگيزش وي و اينكه اين ضوابط تضمين كننده امنيت و ايمني كاري اپراتور است بطور صحيح انجام نشده است. شايد بتوان گفت كه بيماري وي نيز تا حدي در اين مسئله دخيل بوده است. و گذراندن دوره نقاهت بر جنبه هاي ذهني و جسمي وي بي تأثير نبوده است.

تشخيص فاكتورهاي شغلي:

دومين گروه علل بنيادي حوادث مربوط به فاكتورهاي شغلي است كه در برگيرندة شرايط زير استاندارد در محيط كاري مي‌‌باشند اين فاكتورها عبارتند از:

1- ناكافي بودين استاندارد هاي كاري

2- ناكافي بودن طراحي يا نگهداري

3- ناكافي بود ن استانداردهاي مربوط به تداركات

4- فرسودگي و تغيير حالت معمول ابزار و تجهيزات

5- استفاده غير عادي يا نابجا

در مطالعه حادثه مزبور بر پايه تغييرات فاكتورهاي زير شناسايي شده‌‌اند:

1- استانداردها براي استفاده و بكارگيري ضوابط كارگاه و فشا ر و مكلف ساختن افراد براي رعايت استانداردها ناكافي بوده‌‌است.

2- در زمينه نگهداري ليفتراك و تعويض بموقع لاستيك چرخهاي آن سهل انگاري و بي‌‌‌‌توجهي صورت گرفته است.

3- لاستيك‌‌هاي ليفترا ك سائيده شده بود و اين مسئله مورد توجه واقع نشده است.

4- استفاده نابجا از روغن و تغيير موقعيت قرار گيري آن و ريخته شدن آن روي زمين در حادثه نقش بسيار مهمي را داشته است.

چرا؟

در اين مرحله بررسي كننده مي‌‌بايست به سؤالاتي از قبيل “چه تغييري ايجاد شده‌‌است؟”

و چه مشكلي وجود دارد ؟ پاسخ درهد. اين سؤالات بايد راهنماي تجزيه و تحليل براي تشخيص هويت، نشانه‌‌هاي اساسي و سپس دلايل اينكه چرا برنامه از كنترل خارج شده است، باشد.

در مطالعه مزبور ما به موارد زير هدايت مي‌‌شويم:

1- سرعت مجاز رانندگي با ليفتراك بدليل ناكافي بودن انگيزش و برنامه‌‌هاي آموزشي رعايت نشده‌‌است.

2- حداكثر بار مجاز در حمل با ليفتراك يك بسته از با مشخص بوده‌‌است كه بجاي يك بسته، دو بسته بار در يك بار رفت حمل شده است.

3- روغن اتومبيل از جايگاه ديگري منتقل شده است و در بين مقداري از آن بر روي زمين ريخته شده است كه در مرحله بعد كاملاً تميز نشده است.

4- قسمت‌‌هاي مختلف ليفتراك به علت عدم اجراء برنامه‌‌هاي و ضوابط بطور منظم تعمير و تعويض و نگهداري نشده است.

نویسندگان:

ایرج محمدفام – مهندس نیلوفر احمدی

منابع:

1. Willie Hammer. 1993. Product safety management and engineering. Library of congress cataloging – in publication datd.

2. Urban,K., 2000. Prevention of accidents through experience feedback. London:Taylor& Francis..

3. فراهاني پاد، منوچهر. كنترل حوادث بزرگ. تهران: انتشارات وزرات كار و امور اجتماعي. 1372

4. Mitchison, N., Porter, S., 1998. Guibelines on a Major Accident Prevention Policy and Safety Management System. Luxembourg: Office for Official Publications of European Communities.92-828-4664-4, EUR 18123 EN.

5. Bahr, NJ, 1997. System Safety Engineering and Risk Assessment: A practical approach. London: Taylor & Francis.

Posted in حادثه و شبه حادثه | Leave a comment

جمع آوری و دفع بهداشتی زباله

انسان و بسیاری از موجودات به شیوه های مختلف زباله تولید می کنند که تولید زباله بطور چشمگیری رو به افزایش است این افزایش و تولید موجب بحرانهایی در زمینه محیط زیست گردیده است که حیات موجودات کره زمین را بامشکلات جدی روبرو ساخته است . تولید آلاینده های مختلف زباله که هرروز برتعداد وتنوع آنها افزوده میشود سبب شده که ضمن خسارت به منابع اصلی ( آب ، خاک ، هوا ) با مقادیر زیاد مواد زاید به اشکال جامد ، نیمه جامد ، مایع و گاز مواجه شده ایم و این بدان معناست که بشر به دست خود عرصه زندگی را برخود و سایر موجودات تنگ نموده است

استفاده از چهل و هشت هزار ماده شیمیایی در زندگانی روزمره که تاکنون تنها خاصیت سرطان زایی پانصد نوع آن به اثبات رسیده نوعی تهدید جدی برای محیط زیست وسلامت انسان به شماره میرود.

براساس مطالعه WHO عدم توجه به جمع آوری ودفع مواد زائد میتواند 32 مشکل زیست محیطی بوجود آورد . افراد جامعه باید بدین باور برسند که علاوه بر رعایت موازین بهداشت فردی ملزم به حفظ بهداشت محیط پیرامون خود نیز هستند زیرا درصورت عدم رعایت این موضوع سلامت آنها و سلامت سایر افراد جامعه در مخاطره خواهدافتاد یکی از موارد مهم در زمینه حفظ و ارتقای سلامت افراد و جامعه دفع زباله ومواد زاید صحیح است که متأسفانه درخیلی از مناطق شهری و روستایی بدلیل روشهای نامطلوب جمع آوری زباله، محیط زندگی وسلامت افراد در معرض آلودگی وخطر قرار دارد.

تعریف زباله : بطور معمول به کلیه مواد زاید جامد (فسادپذیر و فسادناپذیر) گفته میشود که درمنازل ، مراکز تهیه وتوزیع وفروش مواد غذایی ، مؤسسات صنعتی وتجاری وکشاورزی و بیمارستانها ومراکز درمانی تولید میشود.

خطرات بهداشتی زباله :

عدم کنترل زباله های شهری وروستایی بعلت مواد آلوده کننده وفساد پذیر و نیز رطوبت وحرارت مناسب پناهگاهی مناسب برای انواع حشرات و جوندگان موذی میباشد. همواره توده های زباله از عوامل اصلی ومولد بسیاری از بیماریهای مشترک بین انسان و حیوانات و سایر بیماریهای واگیر دار وغیرواگیردار بوده است .

پراکندگی مواد زاید خانگی وصنعتی وتجاری وانتشار زباله های بیمارستانی ازیک سو و تداوم گرما و طولانی شدن زمان برداشت زباله از معابر و اماکن عمومی از سوی دیگر از جمله عوامل مساعد کننده برای تکثیر ورشد سریع بسیاری از باکتریها و انگلها و موجودات و جوندگان موذی میباشد.

مگس با انتقال فیزیکی بسیاری از باکتریها و انگلها نظیر تراخم – اسهالهای مهلک و عفونی و بیماریهای قارچی ومسمومیت غذایی و … باعث بیمارشدن انسان میگردند.

باکنترل و دفع صحیح بهداشتی زباله حدود 90 درصد از مگسها ، حدود 65 درصد از موشها را میتوان تحت کنترل درآورد.

ترکیبات زباله :

برای عملیات جمع آوری ، نگهداری ، حمل ونقل ، دفع بهداشتی و بازیافت از تجزیه و تحلیل مواد تشکیل دهنده زباله استفاده میشود.

از لحاظ ترکیبات فیزیکی زباله ، زباله تشکیل شده از 1- پس مانده مواد غذایی 2- کاغذ و مقوا 3- پلاستیک و لاستیک 4- پارچه 5- چرم 6- مواد زاید باغ 7- چوب 8- شیشه 9- قوطی های فلزی 10- اشیای بی ارزش ساختمانی ( آجر وسنگ و گچ و… ) 11- خاک و خاشاک 12- استخوان

ترکیبات شیمیایی زباله: ترکیبات فرمولی موادتشکیل دهنده زباله رابرسی میکند همانندمیزان کربن – هیدروژن – اکسیژن-ازت-سولفور-PH ورطوبت

اصول جمع آوری وحمل زباله :

تقریبا 80 درصد از هزینه های مربوط به زباله ها هزینه جمع آوری زباله میباشد از این لحاظ هزینه های سنگینی بر شهرداریها وسازمانها ی وابسته به جمع آوری و دفع زباله ها میگردد.

میزان سرانه زباله درمناطق شهری ایران 658 گرم در روز و درمناطق روستایی بین 220 تا 340 گرم در روز برای هر نفر میباشد و بطور متوسط 240 کیلوگرم درسال برای هرنفر درنظر گرفته میشود.

مواد زباله ای باید پس از تولید دریک محل مناسب با توجه به شرایط بهداشتی و رعایت نکات بهداشتی مراحل عملیاتی در سریعترین زمان ممکن جمع آوری حمل ونقل دفع گردد که بهترین روش ، جمع آوری مستقیم از درب منازل و انتقال به محل دفع میباشند ( دفن یا روشهای دیگر)

درمراحل نگهداری وجمع آوری نقش آموزش وهمکاری متقابل بین تولید کنندگان زباله و پرسنل خدمات شهری در افزایش راندمان عملیات بسیار مؤثر است .

تولید کنندگان زباله باید آگاهی کافی ازاینکه زباله ها را در ظروف مناسب از لحاظ جنس و ظرفیت ( حجم) وزمان تحویل به کارگران خدمات شهرداری داشته باشند.

درهنگام نگهداری زباله ها درمنازل ومحل تولید از ظروف پلاستیکی درب دار یا فلزی ضد زنگ با مقطح دایره ای ونیز استفاده از کیسه پلاستیکی زباله برای حفظ نظافت محیط زیست استفاده شود. بهترین روش جمع آوری زباله ها بطور روزانه است که در کنترل وجلوگیری از رشد و پرورش مگس مؤثر میباشد و بهترین زمان جمع آوری درساعاتی از شبانه روز که شهر خلوت بوده و ترافیکی وجود ندارد صورت گیرد .

انواع روشهای انتقال زباله :

1- استفاده از کامیون زباله کش اتوماتیک

2- استفاده از کامیونهای معمولی بزرگ زباله کش

3- استفاده از وانت

4- استفاده از کانتینرها

5- استفاده از گاری

6- استفاده از قطار و کشتی

تقسیم بندی زباله ها براساس مبداء تولید :

1- زباله های خانگی ( تجاری )

2- زباله های بیمارستانی

3- زباله های رادیواکتیو

4- زباله های شیمیایی

5- زباله های بیولوژیکی

6- مواد زاید قابل اشتعال

انواع روشهای دفع زباله :

1- دفن بهداشتی زباله ها

2- سوزاندن زباله ها

3- کمپوست کردن ( تهیه کود از زباله )

4- تلنبار کردن

5- دفع در رودخانه ، دریا

6- غیره

دفن بهداشتی زباله ها :

روش خاصی است که براساس آن زباله ها را طوری در درون خاک مدفون میکنند که لایه بندی و پوشش دادن به آنها هیچ زیانی به محیط زیست ، موجودات دیگر و انسان نرساند. در روشهای دفن بهداشتی مشکلات زیست محیطی از قبیل بو ، دود و آلودگی خاک و آبهای سطحی وزیر زمینی وجود ندارد برای اجرای دفن بهداشتی مراحل زیر صورت میگیرد : براساس قوانین و دستورالعملهای حفاظت محیط زیست

1- انتخاب محل دفن

2- آماده سازی محل دفن

3- جلوگیری از کنترل آلودگی آبهای زیرزمینی و سطحی در منطقه دفن

مزایای روش دفن بهداشتی :

1- اقتصادی ترین روش میباشد البته درصورتی که زمین به مقدار کافی ومناسب باشد.

2- سرمایه گذاری اولیه آن درمقایسه باسایر مواد دفع بهداشتی زباله کمتر است .

3- برای دفع نهایی زباله نیاز به مراحل ومکمل بعدی ندارد .

4- نیاز به جداسازی مواد ندارد .

5- از زمین دفن برای ایجاد فضای سبز ، پارک ، … پس از انجام تخلیه و پرشدن ظرفیت محل میتوان استفاده کرد.

معایب روش دفن بهداشتی :

1- برای جوامع پرتراکم زمین مورد نظر درفاصله مناسب در دسترس نیست .

2- گاهی اوقات در اثر بی توجهی مسئولین مربوطه زباله ها بصورت تلنبار تبدیل میشود.

3- بدلیل ایجاد نشت از محل دفن ساختمان سازی مقدورنمیباشد ( به صرفه نیست ) .

4- دراثر تولید گاز متان ونشت شیرابه وتولید گاز Co2 ایجاد خطر انفجار و بالارفتن سختی آبهای زیر زمینی وآلوده شدن آنها میگردد.

سوزاندن زباله :

سوزاندن وتبدیل مواد زاید جامد ( زباله ) به خاکستر و گاز باعث کاهش حجم زیاد زباله گردیده بطوری که اگر بصورت اساسی و با زباله سوزهای مدرن کار سوزاندن زباله صورت گیرد میتواند 80 تا90 درصد از حجم زباله را کاهش دهد.

این روش یک روش اساسی دردفع زباله های بیمارستانی وبرخی مواد زاید خطرناک مطرح میباشد.

هنگامی میتوان نتیجه خوبی از سوزاندن زباله ها گرفت که درهنگام سوختن زباله 1- کار با احتراق کامل صورت گیرد. 2- هیچ گونه آلودگی در محیط اعم از اتمسفر خاک آب و … بوجود نیاورد 3- از دستگاههای مخصوص زباله سوز استفاده کنیم .

دستگاه زباله سوز ویژه مراکز درمانی وبیمارستانی :

برطبق قوانین جاری کشور سوزاندن زباله ها با دستگاه زباله سوز برای هر بیمارستان از وظایف ضروری میباشد که مدیریت بیمارستان ملزم به انجام آن است دفع سریع زباله های بیمارستانی و مراکز درمانی بعلت جرمهای میکربی و عوامل بیماریزایی ومواد زاید آزمایشگاهی ، پاتولوژیکی ، زواید شیمیایی و دارویی و فضولات سمی دارای اهمیت بهداشتی خاص است .

برای حذف پس مانده ناشی از سوختن مواد زاید باید در محل مناسبی دفن بهداشتی صورت گیرد برای جلوگیری از خروج گازهای سمی وخطرناک ذرات گرد و غبار با استفاده از تجهیزات ویژه تصفیه گازهای متصاعد شده را انجام میدهند.

محاسن :

1- محو سریع زباله دراماکن تولید آن

2- نیاز به زمین کمتری در ارتباط با روش دفن بهداشتی دارد.

3- مواد خاکستر بجا مانده از نظر بیولوژیکی مخاطره انگیز نبوده و قابل دفن هستند .

4- وضعیت آب و هوا و تغییرات جوی اثر مهمی در فرآیند ندارد .

معایب :

1- سرمایه گذاری اولیه بالا

2- موضوع آلودگی هوا درصورت رعایت نکردن اصول زباله سوزی

3- از خود خاکستر ومواد پس مانده بجای میگذارد که نیاز به دفن دارد.

4- احتیاج به پرسنل کارآزموده و مجرب دارد .

5- هزینه نگهداری وتعمیرات دستگاهها بالاست

6- برای دفع نهایی مواد زاید خطرناک ازجمله مواد رادیواکتیو ومواد قابل انفجار روش مناسبی نیست .

Posted in مواد زائد صنعتی | Leave a comment

اصطلاحات رایج در داربست

Base plate :پایه فلزی برای پخش و توزیع بارکه زیر لوله های استاندارد به کار میرود (بین خاک ولوله استاندارد )
Baylength: فاصله بین دو استاندارد مجاور در طول و رو به روی اسکافولد.
Board :چوبی نرم که برای دسترسی به سکوهای کاری و..بکار میروند این چوبها باید در مقابل آتش مقاوم باشند
Board beare intermediate transom : لوله ایست که در فاصله بین ladger برای تقویت سکو های کار نصب میشود.
Brace :لوله های مهاری که به صورت اریب وضربدری بسته میشوند .و ساختمان داربست را محکم نگه میدارند.
Butlers : لوله ای که خوب با بریس ها محکم شده و در مقابل اسکافولد برای تقویت آن به کار میرود .
Castor :چرخ گردانیست با ابزار قفل کن که به پایه استاندارد بسته شده و برای حرکت داربست بکار میرود .
Toe board clip :گیره نگه دارنده قرنیز .
Coupler :بستی است که که برای اتصال وبستن دو لوله بهم دیگر در اسکافولد بکار میرود که به دو نوع هستند حامل بار وغیر حامل بار
Guardrail: لوله ای است که از داخل داربست برای جلوگیری از سقوط افراد بسته میشود .(معمولا در ارتفاع 91 و47 سانتیمتری از کف محل کار)
Hoopiron:تسمه ای فلزی که به سر تخته اسکافولد می بندند که از جدا شدن وشکاف برداشتن تخته ها جلوگیری کند .
Ledger :لوله ای افقی که به لوله استاندارد بسته میشود (به وسیله بستهای حامل بار ) این لوله ها از خم شدن استاندارد جلوگیری میکند ومانندساپورتی برای ترانزوم ها عمل میکنند همانند barce,
Access plate form : سکوی ساخته شده از چوب که محل ورودی نردبان را تامین می نماید
Lift :مجموعه است از لجر ها وترانزومها و تخته های حامل که یک سطح افقی برای اسکافولد را تامین میکنند.
Need transom :ترانزومی که از اسکافولد بیرون آمده باشد
Node point :محل اتصال ترانزوم، لجر واستاندارد ها به یکدیگر را گویند .
Puncheon :لوله ای عمودی که در پایین ترین انتهای خود با کوپلرها به لوله افقی وصل شده که بار را مستقیما به بیس پلیت ویا زمین نمی فرستد
Raker :لوله حامل بار که به شکل اریب است و برای تقویت داربست بکار میرود.
Scafftag :اتیکتی که در تمام راههای ورودی به داربست نصب میشود ونشان می دهد که اسکافولد در هفته گذشته مورد بررسی قرارگرفته است ودر دو رنگ سبزو قرمز می باشد (سبز داربست ایمن است ) (قرمز داربست نا ایمن است )
Sleeve coupler :قطعه ای که دو لوله را به همدیگر وصل مینماید(همراه با مغزی چدنی یا فلز دیگر )
Soleplate :تخته الوار کوتاه که زیر بیس پلیت نصب میشود وفشار وارده را توزیع میکند در زمینهای سست وشل کاربرد زیادی دارد .( بین زمین وبیس پلیت قرار میگیرد )
Spigot joint pin :بستی که در آخر اسکافولد بسته میشود برای اتصال دو لوله داربست به یکدیگر .
Standard :لوله عمودی که برای انتقال بار به سطح زمین بکار میرود .
Stopend :گارد ریلی است که در انتهای اسکافولد برای جداکردن قسمت بدون تخته بکار میرود و نیز جلوگیری از سقوط افراد.
Tie :لوله ای که برای بستن اسکافولد به یک لنگر بکار میرود.
Toebord : (قرنیز )تخته ای که در طول لبه سکو برای جلوگیری از سقوط ابزار واشیا به کار میرود.
Transom :لوله ای که استاندارد بیرونی را به استاندارد در ونی متصل میکنداین لوله بین ledgerقرار گرفته و سکوی کار را درست میکند
Unitbeam : به منظور ساخت شبکه ایاز بیم های ترکیب شده به اسکافولد
Working plate form :محل کار
Scafftag
برای این که کاربر بداند که داربست از لحاظ ایمنی مورد تایید است یا خیر از scafftag استفاده میکنند که در دو نوع قرمز وسبز رنگ می باشد . جنس آن در مقابل گرما ،نور آفتاب ،رطوبت وباران مقاوم است وتوسط ماژیک های مخصوصی روی آن نوشته می شود
Green scafftag: داربست از لحاظ ایمنی مورد بررسی قرار میگیرد و اگر مشکلی نداشته باشد توسط ناظر داربست بندی به داربست آویزان می شود (در محل ورود افراد به داربست وباید کاملا مشخص باشد )
Red scafftag اگر داربست از لحاظ ایمنی مورد تایید نباشد این تگ نصب میشود .کار کردن روی داربستی که red tag دارد مجاز نیست.بهتر است ابتدای محل ورود داربستی که تگ قرمز دارد با نوار خطر بسته شود .
برای انجام پیشنهادو بازرسی و ثبت نکات مهم ایمنی و ثبت نواقص و تاریخ بازدیداز قسمت پشت green tag استفاده میکنند که به رنگ زرد می باشد.
بعد شرایط بد جوی (باران ،برف ،طوفان و هرگونه تغییرات در ساختمان داربست بازرسی از تمام اجزای داربست انجام میشود و تگ مناسب آن نصب میشود .)

Posted in ایمنی کار در ارتفاع | Leave a comment

اصول ممیزی بر اساس استاندارد ایزو 19011:2002

استاندارد ISO19011:2002 راهنمایی هایی را برای مدیریت کردن (اداره کردن) برنامه های ممیزی، انجام ممیزی های داخلی و بیرونی در مورد سیستم ها و ابزارهای مدیریتی و مهندسی و همچنین شایستگی (صلاحیت) و ارزشیابی ممیزان، ارائه می نماید. قصد بر آن است تا راهنمایی های ذکر شده در این استاندارد بین المللی برای گستره وسیعی از استفاده کنندگان بالقوه، از جمله ممیزان، سازمانهای در حال اجرای سیستم‌ها و ابزارهای مدیریتی و مهندسی، سازمانهایی که ملزم به انجام ممیزی بر مبنای قرارداد هستند و همچنین سازمانهایی که در امر آموزش یا تائید شایستگی ممیزان، گواهی کردن/یا ثبت کردن سیستم ها و ابزارهای مدیریتی و مهندسی ، نهاد تائید صلاحیت یا استاندارد کردن در حیطه ارزیابی انطباق دخیل هستند، کاربرد داشته باشد.

همان طور که گفته شد این استاندارد بین المللی راهنمایی های را در مورد اصول اساسی ممیزی، مدیریت کردن (اداره کردن) برنامه های ممیزی، انجام ممیزی های سیستم مدیریت و همچنین راهنمایی هایی جهت شایستگی ممیزان سیستمهای مدیریت ارائه می دهد. این استاندارد برای کلیه سازمانهایی که به انجام ممیزی‌های داخلی یا بیرونی در رابطه با سیستم مدیریت یا مدیریت کردن برنامه ممیزی نیاز دارند، کاربرد دارد.

بکارگیری این استاندارد در انجام سایر انواع ممیزی ها نیز عموماً امکان پذیر است، مشروط بر آنکه در چنین مواردی ملاحظات لازم برای شناسایی شایستگی مورد نیاز برای اعضاء تیم ممیزی مد نظر قرار گیرد.

مفهوم ممیزی

ممیزی کردن بر پایه و اصول مشخصی استوار می باشد. این امر موجب می شود تا ممیزی به عنوان یک ابزار اثربخش و قابل اعتماد جهت پشتیبانی از خط مشی ها و کنترل های مدیریتی درآید و اطلاعاتی را فراهم آورد تا بر مبنای آنها سازمان بتواند عملکرد خود را بهبود بخشد. پیروی از این اصول یک پیش نیاز ضروری برای دستیابی به نتایج نهایی ممیزی است به گونه ای که منجر به کسب نتایجی گردد که کافی و مرتبط با یکدیگر باشند و همچنین ممیزان را قادر می سازد تا بتوانند به صورت مستقل از یکدیگر کار کنند و به نتایج مشابهی برای دستیابی مشابه دست یابند.

تعریف ممیزی (Audit)

فرآیندی نظام یافته، مستقل و مدون، به منظور بدست آوردن شواهد ممیزی و ارزیابی آنها به صورت عینی جهت تعیین میزانی که معیارهای ممیزی برآورده می شوند .

انواع ممیزی

  • ممیزی شخص اول (داخلی)( First party audit (internal))

ممیزی های داخلی که گاهی “ ممیزی شخص اول” نیز نامیده می شود، توسط خود سازمان یا از جانب آن جهت بازنگری مدیریت و سایر مقاصد داخلی انجام می گیرد و می تواند مبنایی برای خود اظهاری سازمان در مورد انطباق باشد. در بسیاری موارد، بخصوص در سازمانهای کوچک، مستقل بودن می تواند از طریق مسئولیت نداشتن در فعالیتی که تحت ممیزی است، به اثبات برسد.

  • ممیزی شخص دوم(Second party audit)

ممیزی ای است که توسط طرفهایی که در مورد سازمان ذینفع هستند، از قبیل مشتریان سازمان یا از جانب آنان بر پایه معیار یا استاندارد توافق شده انجام میگیرد.

  • ممیزی شخص ثالث (بیرونی)( Third party audit (external))

ممیزی است که توسط سازمانهای برون سازمانی منتقل دارای صلاحیت و اعتبار یافته، انجام می گیرد. این سازمانها انطباق با الزاماتی از قبیل الزامات استاندارد ایزو 9001 یا ایزو 14001 و امثالهم را گواهی یا ثبت می کنند.

اصطلاحات و تعاریف ممیزی

1- معیارهای ممیزی (Audit criteria)

مجموعه ای از خط مشی ها، روشهای اجرایی یا الزامات و یا خواسته هایی که به عنوان مرجع مورد استفاده واقع می شود.

یادآوری : معیارهای ممیزی به عنوان یک مرجع که شواهد ممیزی با آن مقایسه میشود، بکار می روند.

2- شواهد ممیزی (Audit evidence)

سوابق، شرح ماوقع یا سایر اطلاعات که به معیارهای ممیزی مربوط و قابل تصدیق باشند.

یادآوری : شواهد ممیزی می تواند کیفی یا کمی باشد.

3- یافته های ممیزی (Audit findings)

نتایج حاصل از ارزیابی شواهد ممیزی گردآوری شده در مقایسه با معیارهای ممیزی.

یادآوری : یافته های ممیزی می تواند انطباق یا عدم انطباق با معیارهای ممیزی یا فرصتهای بهبود را مشخص کند.

4- نتیجه نهایی ممیزی (Audit conclusion)

ماحصل یک ممیزی فراهم شده بوسیله تیم ممیزی بعد از درنظر گرفتن اهداف ممیزی و کلیه یافته های ممیزی .

5- کارفرمای ممیزی (Audit client)

سازمان یا شخص درخواست کننده ممیزی .

یادآوری: کارفرمای ممیزی می تواند ممیزی شونده یا هر سازمان دیگری باشد که از نظر قانونی یا قراردادی حق درخواست ممیزی را دارا می باشد.

6- ممیزی شونده (Auditee)

سازمان مورد ممیزی .

7- ممیز (Auditor)

شخص دارای شایستگی جهت انجام ممیزی.

8- تیم ممیزی (Audit team)

یک یا چند ممیز که یک ممیزی را انجام می دهند و هرگاه لازم باشد، بوسیله کارشناسان فنی پشتیبانی می گردند.

یادآوری 1 : یک ممیز از بین تیم ممیزی معمولاً به عنوان راهبر تیم ممیزی (سر ممیز) منصوب میشود.

یادآوری 2 : تیم ممیزی می تواند ممیزان در حال آموزش را شامل گردد.

9- طرح ممیزی (Audit plan)

شرحی در مورد فعالیت ها و ترتیبات، برای انجام یک ممیزی

10- دامنه ممیزی (Audit scope)

گستره و محدوده های یک ممیزی

یادآوری : دامنه ممیزی معمولاً شامل شرحی از مکانهای فیزیکی، واحدهای سازمانی، فعالیتها و فرآیندها و همچنین مدت زمانی که ممیزی بطول می انجامد می باشد.

11- شایستگی (competence)

توانایی و خصوصیات شخصی به اثبات رسیده دربکارگیری دانش و مهارت ها

12- مشاهده ( (Observation

بیانیه واقعیات، متکی بر شواهد عینی که در هنگام ممیزی تهیه می شود.

13- شواهد عینی ((Objective evidence

داده هایی که وجود یا واقعیت چیزی را تائید می کند.

یادآوری : شواهد عینی را می توان از طریق مشاهده، اندازه گیری، آزمون یا طرق دیگر بدست آورد.

14- آزمون (Test)

تعیین یک یا چند ویژگی بر طبق یک روش اجرایی.

15- روش اجرایی (Procedure)

طریقه مشخص شده ای برای اجرای یک فعالیت یا یک فرآیند .

16- فرآیند (Process)

مجموعه فعالیت های مرتبط به هم یا متعامل که ورودیها را به خروجیها تبدیل می کند.

17- انطباق (Conformity)

برآورده شدن یک الزام یا خواسته

اصطلاحات “مطابقت” و “تطابق” نیز به این معنا به کار می رود ولی بهتر است استفاده نشود.

18- عدم انطباق (Nonconformity)

برآورده نشدن یک الزام یا خواسته

19- عیب (Defect)

برآورده نشدن یک الزام و یا خواسته در رابطه با کاربرد مورد نظر یا کاربرد مشخص شده.

  • تمایز      میان مفاهیم عیب و عدم انطباق حایز اهمیت است. اصطلاح عیب را بایستی با نهایت      احتیاط بکار برد.
  • کاربرد      مورد نظر به نحوی که مورد نظر مشتری، می تواند تحت تاثیر اطلاعاتی که سازمان      (تامین کننده) ارائه می کند از قبیل دستورالعمل بکارگیری یا نگهداری قرار      گیرد.

20- ممیزی تلفیقی (Combined Audit)

هنگامی که سیستم مدیریت کیفیت و سیستم مدیریت زیست محیطی با هم مورد ممیزی قرار می‌گیرند، آن را ممیزی تلفیقی می نامند.

21- ممیزی مشترک (Joint Audit)

هنگامی که دو یا چند سازمان ممیزی کننده در انجام مشترک ممیزی یک “ ممیزی شونده” همکاری می کنند، آن را ممیزی مشترک می نامند.

اهداف ممیزی (Objectives)

شامل موارد ذیل می باشد :

  • تعیین      میزان انطباق سیستم مدیریت ممیزی شونده یا بخشهایی از آن با معیارهای ممیزی
  • ارزیابی      توانمندی سیستم مدیریت جهت کسب اطمینان از مطابقت آن با الزامات قانونی ،      مقرراتی و قراردادی
  • ارزیابی      اثربخشی سیستم مدیریت در برآورده کردن اهداف تعیین شده برای آن
  • شناسایی      نواحی بالقوه برای بهبود سیستم مدیریت

دامنـه ممیزی (Scope)

در واقع گستره و محدوده های ممیزی را مشخص می کند، از قبیل : مکان ها، فعالیت ها، فرآیندها، خدمات و مدت زمانی که بایستی به ممیزی اختصاص داده شود

معیـارهای ممیزی (Criteria)

معیارهای ممیزی در واقع اسناد و مدارک مرجعی هستند که ممیزی در مقایسه با آنها صورت می گیرد، و برای هر نوع ممیزی، تعیین معیارهای ممیزی حایز اهمیت هستند و در واقع انطباق در مقایسه با آنها سنجیده می شود.

این معیارها می تواند شامل خط مشی های مرتبط سازمان، روشهای اجرایی، استانداردها، قوانین و مقررات، الزامات سیستم مدیریت، الزامات قراردادی و آئین کارهای تجاری و فرآیندها باشد.

برنامه ممیزی audit program))

مجموعه ای از یک یا چند ممیزی برنامه ریزی شده برای محدوده زمانی مشخص و برای دستیابی به هدفی خاص.

لازم به یادآوری است که

  • اهداف      ممیزی بایستی توسط کارفرمای ممیزی تعیین گردد.
  • معیارهای      ممیزی بایستی بین کارفرمای ممیزی و راهبر تیم ممیزی تعیین گردد و به اطلاع      ممیزی شونده نیز برسد.
  • هر      نوع تغییر در اهداف، دامنه و معیارهای ممیزی بایستی بر حسب توافق طرف های      دخیل در ممیزی صورت گیرد.
  • هر      گاه ممیزی (مشترک) یا ممیزی (تلفیقی) صورت میگیرد، راهبر تیم ممیزی (سر ممیز)      بایستی اطمینان یابد که اهداف ، دامنه و معیارهای ممیزی با ماهیت ممیزی      هماهنگ و متناسب باشد.

روشهای اجرایی ممیزی(Audit procedures)

روشهای اجرایی ممیزی بایستی به موارد زیر ارجاع دهد:

  • طرح      ریزی و زمانبندی ممیزی ها
  • نحوه      حصول اطمینان از شایستگی ممیزان و راهبر تیم ممیزی (سر ممیز)
  • نحوه      انتخاب تیم ممیزی مناسب و واگذاری صحیح نقش ها و مسئولیت ها
  • نحوه      انجام ممیزی ها
  • نحوه      انجام ممیزی های پیگیرانه بعدی
  • نحوه      نگهداری سوابق ممیزی
  • نحوه      پایش از عملکرد و اثربخشی برنامه ممیزی
  • نحوه      گزارش دهی به مدیریت ارشد در مورد نتایج حاصل از انجام ممیزی

موارد فوق می تواند در یک روش اجرایی شرح داده شود.

سوابق ممیزی (Audit records)

سوابق ناشی از انجام ممیزی بایستی به طریق مناسب نگهداری شود. این سوابق می تواند شامل موارد زیر باشد:

  • طرح      ها / برنامه های ممیزی
  • گزارش      های ممیزی
  • گزارش      های ثبت و اعلام عدم انطباق ها
  • گزارش      های اقدامات اصلاحی و اقدامات پیشگیرانه اتخاذ شده
  • گزارشهای      ممیزی پیگیرانه بعدی
  • نتایج      بازنگری برنامه ممیزی
  • شایستگی      ممیز / ممیزان و ارزشیابی عملکرد آنان
  • انتخاب      اعضاء تیم ممیزی
  • حفظ      و ارتقاء شایستگی ممیزان

فعالیت های ممیزی(Audit activities)

طرح ریزی و انجام فعالیت های ممیزی جزئی از برنامه ممیزی محسوب می شود. این فعالیت ها به صورت عمده عبارتند از :

  • آغاز      ممیزی (Initiating audit)
  • بررسی      مستندات (Document review)
  • آماده      شدن برای ممیزی در محل (On-site      audit preparing)
  • انجام      ممیزی در محل(On-site audit conducting)
  • تهیه      ، تائید و توزیع گزارش ممیزیPreparing,      approving and distributing the audit) report)
  • تکمیل      ممیزی(Completing the audit)
  • انجام      ممیزی پیگیرانه (Follow-up      audit)

تعیین تکلیف عدم انطباق(Desposition of Nonconformity)

اقدامی که در مورد یک مقوله نامنطبق باید صورت گیرد تا عدم انطباق برطرف گردد. این اقدام می تواند به صورت های “ اصلاح” از قبیل دوباره کاری یا بازکاری و نیز درجه بندی مجدد – اسقاط کردن یا باطل کردن – مردود کردن – اجازه ارفاقی و اصلاح یک سند و یا یکی از الزامات، انجام گیرد.

اقدام اصلاحی(Corrective action)

اقدامی که برای از بین بردن علل بوجود آورنده عدم انطباق یا عیب و یا سایر شرایط نا مطلوب بالفعل و به منظور جلوگیری از وقوع مجدد آنها انجام می گیرد.

میان “اصلاح” و “ اقدام اصلاحی” تفاوت وجود دارد .“ اصلاح” در مورد دوباره کاری-بازکاری یا تنظیم مجدد بکار می رود و به تعیین تکلیف برای عدم انطباق بالفعل مرتبط است ، در حالی که “ اقدام اصلاحی” به رفع علل عدم انطباق، مرتبط میشود.

اقدام پیشگیرانه(Preventive action)

اقدامی که برای از بین بردن علل بوجود آورنده عدم انطباق یا عیب و یا سایر شرایط نامطلوب بالقوه و به منظور پیشگیری از وقوع آنها انجام می گیرد.

مسئولیت های ممیز(Auditor’s responsibilities)

  • انطباق      و تبعیت از الزامات ممیزی
  • انتقال      و مشخص کردن الزامات ممیزی
  • برنامه      ریزی و انجام مسئولیت های واگذار شده به صورت موثر و کارا
  • گزارش      کردن یافته های ممیزی
  • تصدیق      اثربخش بودن اقدامات اصلاحی انجام شده (در صورت درخواست متقاضی یا بر حسب      قرارداد)
  • نگهداری      و حفاظت از مدارک مرتبط به ممیزی (ارائه کردن – محرمانه ماندن – منطقی بودن)
  • همکاری      و حمایت از راهبر تیم ممیزی(سر ممیز)

مراحل ثبت و پیگیری عدم انطباق

  • Corrective      action request form
  • Root      cause analysis form
  • Action      plan form
  • Follow-up      form

در مواجهه با یک عدم انطباق باید توجه داشت که :

  • همواره      عدم انطباق را به روشنی و در حد کفایت شرح و به مدرک / مدارک مربوطه ارجاع      داده شود، به گونه ای که موضوع قابل درک و قابل رجوع بعدی باشد.
  • توانایی      به خلاصه نویسی “ زیاد” مطرح نیست. بلکه در حد کفایت نوشتن ضرورت است.
Posted in مدیریت ایمنی و بهداشت حرفه ای | Leave a comment

سولفيد هيدروژن H2S

به نظر شما آيا اين گاز در محيط كار شما وجود دارد؟

آيا خطر خاصي از اين گاز شما و يا فرايند را تهديد مي كند؟

آيا تا به حال حادثه اي در اين زمينه براي ما يا همكارانتان رخ داده؟

چگونه ميتوان خطرات اين گاز را شناخت؟

چگونه با اين خطر مقابله مي كنيد؟

جهت دانلود فایل کامل کلیک کنید

Posted in متفرقه | Leave a comment

خطرات برق Electrical hazards

عوامل موثر در شدت برق گرفتگي

1 . مقاومت پوست بدن

2 . نوع اندام

3 . رطوبت پوست بدن

4 . مدت زمان عبور جريان برق از بدن

5 . ولتاژ برق

6 . …

 

جهت دانلود فایل کامل کلیک کنید

Posted in ایمنی برق | 1 Comment

خطرات فضاهای محصور CONFINED SPACE

بیش از 60 ٪ از مرگ و میر در فضاهای محصور در هنگام  نجات توسط افراد آموزش ندیده  و  بدون تجهیزات ایمنی است.

به طور کلی ، یک فضای محصور فضای سرپوشیده و یا تا حدی سربسته است که :

        • عمدتا برای فعالیت کاری مداوم طراحی نشده و یا در نظر گرفته نشده

        • اندازه ورودی و یا خروجی محدود، و یا  ورود و خروج به آن سخت است

می توان خطرات فضاهای محصور را با توجه به یک یا چند از عوامل زیر شناسایی کرد:

        · طراحی ، ساخت و ساز ، محل قرار گیری

         · مواد

         · فعالیت کاری

         ·خطرات مکانیکی و …

جهت دانلود فایل کامل کلیک کنید

Posted in فضاهای بسته | Leave a comment

آتش‎سوزی در پالایشگاه بندرعباس یک نفر کشته بر جای گذاشت

آتش سوزی در واحد تقطیر پالایشگاه نفت بندرعباس منجر به از دست دادن جان يكي از نيروهاي پيمانكاري آن شركت گرديد.

 

در این حادثه یک نفر از کارکنان پیمانکاری شاغل در پالایشگاه دچار آتش سوزی شد که متاسفانه به دلیل شدت جراحات صبح امروز پنج شنبه (29 دي) فوت کرده است.

بر پایه این گزارش، در حال حاضر ستاد مدیریت بحران در پالایشگاه نفت بندرعباس در حال بررسی تبعات و عوامل ایجاد این حادثه در پالایشگاه بوده که پیش بینی می‌شود دلایل این حادثه آتش سوزی به طور رسمی اعلام شود.

همچنین در شرایط فعلی هیچ یک از واحدهای فرآیندی تولید فرآورده های نفتی در پالایشگاه بندرعباس از مدار تولید خارج نشده و تولید فرآورده های نفتی مطابق با برنامه در حال انجام است.

Posted in بهداشت محیط | Leave a comment